X
تبلیغات
عاشق تنها


عاشق تنها

 بازم سلام 

این برا تو زلف پریشون ابجی خلم

هی میگم اینجا رو ببندم و برم پی کارم ولی هرکار میکنم نمیشه نمیتونم از جایی که همه  غم هامودفن کردم دل بکنم بخدا تو خوب میشی اینهمه بی قراری مفت از چنگت میره  .

اخه باید تحمل کرد من خودم دیگه از کلمه تحمل حالم بهم میخوره ولی وقتی میبینم چاره ای نیس و با بی قراری مشکلی حل نمیشه خب چیکار کنم میگم صبر کنی و به خدا توکل کنی همه مشکلات حل میشه .

وقتی اعتراف ها و متن  وبلاگت و میخونم اتیش میگیرم توروخدا اینجوری حرف نزن منم دوستت دارم 

........

حالا خودم 

دلم گرفته از همه جا وقتی میبینم نمیتونم کاری بککنم وقتی میینم خدا حرفه منم نمیخونه وقتی میبینم من ازهمه بدبخترم چطوری به تو امید بدم نمیتونم درک کنم نیتونم اونی که میخام باشم تحمل تحقیر شدن و ندارم خدایااااااااااااا خودت کمکمون کن ی راهی جلو رومون بذار که ابجیم بریده ولی کاملا اشتباه میکنه  من مطمئنم خوب میشی .

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 30 آذر 1392ساعت 9:09 توسط حامـد| |

هر وقت از دست کسی یا چیزی ناراحت شدی


فقط یه لحظه ، یه لحظه


به نبودنش یا نداشتنش فکر کن ...!
***
حتی ی لحظه هم نمیتونم تصورشو کنم که نباشی ...


تک ستاره ی آسمون قلبم


باش ...


برای همیشه ...

نوشته شده در شنبه 18 آبان 1392ساعت 11:47 توسط حامـد| |

 

 

 

 

 

 

خدا حافظ همه کسایی که پیشم بودین با این وبلاگ

 

 

 

میرم ی خونه دیگه که عاشق خدا باشه نه عاشق تنها

 

 

 

ممنونم از دوست گلم که این راه و جلوم گذاشت و گفت خونه رو عوض کن

 

 

 

هیچوقت از کلمه خداحافظ خوشم نمیومده و اصن بزارم از این کلمه ولی چاره چیه

 

Good by

نوشته شده در چهارشنبه 6 شهريور 1392ساعت 20:32 توسط حامـد| |

نوشته شده در پنجشنبه 6 تير 1392ساعت 0:10 توسط حامـد| |

 

نوشته شده در شنبه 25 خرداد 1392ساعت 9:49 توسط حامـد| |

 

 

حالا که رفته اي

 



پرنده اي آمده است

 



در حوالي همين باغ روبرو

 


هيچ نمي خواهد ،

 


فقط مي گويد :

 


کو کو ... کو کو ….

 


 

نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد 1392ساعت 23:05 توسط حامـد| |

هیچـــی فــاجــعـــه بــار تـــر از ایــن نیــست ...


کــه خـــــدا هــــم ،


ازت قــطــــع امیـــــد کنـــه ...

http://www.updata.ir/images/xakrpth8451hkvl8chzw.jpg

 

نوشته شده در شنبه 4 خرداد 1392ساعت 10:15 توسط حامـد| |

 

آدم ها ... ،




باهــــــم ها و بی هـــــم ها ...




زوج و فــــرد ...




و منـی که انگــــار با پـــلاک تـــنهــــائی ...




هیچ راهی به محدوده ی زوج و فرد نـدارم...!


 

نوشته شده در شنبه 4 خرداد 1392ساعت 10:16 توسط حامـد| |

 

 

 

 

 

میان کوچه می پیچد ، صدای پای دلتنگی

به جانم می زند آتش غم شبهای دلتنگی

چنان وامانده ام در خود ، که از من می گریزد غم

منم تصویر تنهایی منم معنای دلتنگی

چه می پرسی زحال من؟ که من تفسیر اندوهم

سرم مأوای سوداها ، دلم صحرای دلتنگی

در آن ساعت که چشمانت به خوابی خوش فرو میرفت

میان کوچه های شب ، شدم همپای دلتنگی

شبی تا صبح با یادت ، نهانی اشک باریدم

صفایی کرده ام آن شب

شب زیبای دلتنگی

شب زیبای دلتنگی

 

 

 

 

 

 

 


 


نوشته شده در جمعه 23 فروردين 1392ساعت 19:36 توسط حامـد| |

من به زخم کسی نمک نزدم

به کسی تاکنون کلک نزدم

من همینم که میبینی

هیچ بر چهره و صورتم نزدم

من مسیح همیشه مصلوب

مگر کتک خورده ام، کتک نزدم

باعث اضطراب گل نشدم

سنگ بر بال شاپرک نزدم

پس چرا بر زخم دلم نمک زده اند

منکه بر زخم کسی نمک نزدم

نوشته شده در يکشنبه 11 فروردين 1392ساعت 8:20 توسط حامـد| |


:قالبساز: :بهاربیست:



| -